معنی واژه قیصور
5 بازدید
[ قَ ] (اِخ) نام جزیره ای است در هند. در نزهةالقلوب به نقل از مسالک الممالک آمده که در جزیرهٔ قیصور به هند جایی است و در آنجا ماهیانند و چون ایشان را از آنجا بیرون آرند سنگ خارا شوند و در ایشان حیوانیت نماند. (نزهةالقلوب؛ مقالهٔ سوم ص ۲۹۶). بر وزن طیفور، نام شهری در جانب شرقی بحر محیط و نزدیک به دریاست و کافور خوب از آنجا آورند و بعضی گویند نام کوهی است در دریای هند. (برهان) (آنندراج). دزی در ج ۲ ص ۴۳۲ گوید: قیصوری عنوان نوعی از کافور. داود ضریر انطاکی در مادهٔ کافور پس از ذکر کلمهٔ مزبور گوید: نیز فنصوری (بفاء و نون) آمده. قیصوری منسوب به موضعی از بلاد هند از ناحیهٔ سرندیب است. (از حاشیهٔ برهان چ معین از فولرس): یکی گفت قیصور به زین دمار که کافور و صندل دهد بی شمار.نظامی. به قیصور میگردد این راه باز وز آنجا به چین هست راهی دراز.نظامی. قیصور مصحف فنتصور و از آنجاست کافور قیصری. (اخبار الصین و الهند ص ۴، ۷۳).