معنی قیروتی
5 بازدید
[ قَ ] (معرب، اِ) موم روغن. (برهان) (تحفهٔ حکیم مؤمن) (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || بعضی گویند مرهمی باشد که آن را از گل سرخ و اکلیل الملک و زعفران و کافور و موم سازند. (منتهی الارب) (برهان). نخست روغن گرم باید کرد و موم در وی گداختن، و در ده درم روغن دو درم موم باید سود یا دو درم و نیم و آنچه با وی ترکیب خواهند کرد از عصاره و غیر آن در هاون بدین موم روغن می باید افکندن و به دستهٔ هاون مالیدن تا هموار گردد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به قیر و قیرس شود.
کلمات همقافیه با «قیروتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر