معنی قیام

معنی قیام

8 بازدید
(ع مص) معتدل شدن. (از اقرب الموارد). || بسته شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). قام الماء؛ بسته شد آب. (منتهی الارب). || ایستاده شدن ستور از سستی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). قامت علیه الدابة؛ کلت فلم تبرح مکانها. || دوام و ثبوت داشتن. (از اقرب الموارد). || رواج پیدا کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). قامت السوق؛ رواج گرفت بازار و روایی یافت یا کاسد گردید. (منتهی الارب). || ظاهر و ثابت شدن. قام الحق؛ ظهر و ثبت. (اقرب الموارد). || به درد آوردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). قام ظهره به؛ به درد آورد او را یا دردگین کرد پشت وی را. (منتهی الارب). || قیمت کنیز بصد دینار رسیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || راست شدن کار. (منتهی الارب). || قیام نمودن بشأن اهل خود و کفالت کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مطالبه کردن از مدیون. (از اقرب الموارد). || شروع کردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || مایحتاج زن را بر خود گرفتن و به حال او پرداختن و تیمار نمودن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به قَوم و قامَة شود. || برخاستن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). ایستادن. بلند شدن. قیام در لغت انتصاب (ایستادن) است و مراد از آن قیام بعبادات و احکام شریعت و طریقت است. - روز قیام؛ روز قیامت : گیتی بمثل سرای کار است تا روز قیام و نفخت صور.ناصرخسرو. - قیام باللََّه؛ استقامت داشتن در بقاء بعد از فنا و عبور کردن بر همهٔ منازل و سیر کردن از اللََّه باللََّه. در اللََّه به بیرون آمدن از همهٔ رسوم. شیخ گوید: ها در لفظ اللََّه دلالت دارد بر اینکه انتهای همه به غیب مطلق است. (از تعریفات). - قیامت قیام؛ که برخاستنش قیامت بپا کند: ماه چنین کس ندید خوش سخن و خوش خرام ماه مبارک طلوع سرو قیامت قیام.سعدی. - قیام قیامت؛ بپا شدن آن. - قیام للََّه؛ بیداری از خواب غفلت و برخاستن از خواب عبرت در حال سیر الی اللََّه است. (تعریفات). || (اِ) قیام الامر؛ آنچه بدان قائم باشد و مایهٔ درستی و آراستگی آن. گویند: فلان قوام اهله و قیام اهله. (منتهی الارب). و بهمین معنی است قول خدای تعالی : {/Bلاََ تُؤْتُوا اَلسُّفَهََاءَ أَمْوََالَکُمُ اَلَّتِی جَعَلَ اَللََّهُ لَکُمْ قِیََاماً۲-۱۰۴:۵/}. (منتهی الارب). رجوع به قِوام شود.
[ قُ یْ یا ] (ع ص، اِ) جِ قائم. (منتهی الارب). رجوع به قائم شود.
[ قَ یْ یا ] (ع ص) قَیّوم. (منتهی الارب). رجوع به قیوم شود.

کلمات هم‌قافیه با «قیام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید