معنی قیاع
6 بازدید
(ع مص) برجستن گشن بر ماده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به قَوع شود.[ قَ یْ یا ] (ع ص) خوک ترسو. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قیاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر