معنی قوچ کندی
5 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آجرلوبخش مرکزی شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۲۲ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قوچ کندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر