معنی قوهی
6 بازدید
[ ] (ص نسبی) منسوب است به قوهستان و آن شهری است نزدیک کرمان. (منتهی الارب). || نسبت است به قوهستان معرب کوهستان. (المعرب جوالیقی ص ۲۶۴). || ثوب قوهی؛ جامه ای است که در قهستان کرمان بافند یا هر جامه که به جامهٔ قوهی ماند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). نوعی از جامه های سپید. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قوهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر