معنی قوهه
5 بازدید
[ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران. آب آن از رودخانهٔ جاجرود. محصول آن غلات، صیفی، چغندر قند و شغل اهالی آنجا زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان افشاریهٔ ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران، سکنهٔ آن ۳۴۶ تن. آب آن از قنات و رود کران. محصول آن غلات، بنشن، صیفی، چغندر قند، لبنیات، قلمستان و میوجات. شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد و از طریق قهوه خانهٔ علیخان سلطان کنار جادّهٔ شوسهٔ کرج به قزوین ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «قوهه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هه» برای سرودن شعر