معنی قورت انداختن
4 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) قورت رفتن. بخود بالیدن. خودستایی کردن.غ
کلمات همقافیه با «قورت انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر