معنی قوبا
8 بازدید
(ع اِ) خشونت و درشتیی است که در ظاهر پوست بدن به هم رسد با خارش بسیار و از آن قشور دایم جدا میگردد تا صحت یابد و در ابتدا دانهٔ اندک صلبی پیدا میشود و یا داغی و خارش بسیار میکند و بعد اندک آب لزجی از آن تراوش میکند و روز بروز زیاده میگردد و از امراض مسری است. و بر دو نوع است: سرخ و سیاه. سرخ آن نازک تر و خارش آن کمتر و سیاه آن ضخیم تر و خارش آن بیشتر است. بسیار آن خصوصاً سیاه ضخیم و آنچه از آن رطوبت صدیدی لزج عفن تراوش نماید و زود منتشر شود و اطراف خود را متقرح و فاسد سازد. بسیار ردی و مقدمهٔ جذام است و قوبای منتشر را برص اسود اطلاق میکنند و گاه قوبا در دماغ ظاهر میشود و علامت و سبب آن قریب به علامت و سبب حمرهٔ دماغ و لازم آن حکه دماغ است. (بحر الجواهر) (فرهنگ نظام از مجمع الجوامع). قوبا بریون. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به قوباء شود. || زفت مطلق یا زفت یابس. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «قوبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر