معنی قوامآباد
4 بازدید
[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کمین بخش زرقان شهرستان شیراز. آب آن از رودخانهٔ سیوند. محصول آن غلات و چغندر. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طارم بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس، سکنهٔ آن ۸۰ تن. آب آن از قنات. محصول آن خرما و شغل اهالی آنجا زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان. آب آن از قنات. محصول آن غلات، پسته و پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان، سکنهٔ آن ۵۰۰ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، حبوب و شغل اهالی آنجا زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قَ ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل، سکنهٔ آن ۵۲۶ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند. محصول آن غلات، پنبه، لبنیات و شغل اهالی آنجا زراعت، گله داری و گلیم و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ سنجولی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کذاب بخش خضرآباد شهرستان یزد، سکنهٔ آن ۵۵۵ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا کرباس بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش حومهٔ شهرستان شهرضا، سکنهٔ آن ۵۳۳ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، پنبه، بادام و منداب. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «قوامآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر