معنی قوات
5 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) قوت. (منتهی الارب). خورش به اندازهٔ قوام بدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). المسکة من الرزق. (اقرب الموارد). رجوع به قوت شود.[ قُ وْ وا ] (ع اِ) جِ قُوَّة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بمعنی توانایی. (آنندراج). رجوع به قوة و قوت شود.
کلمات همقافیه با «قوات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر