معنی قهرمان کردن
5 بازدید
[ قَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) فرمانروا کردن. || کارفرما کردن. || پهلوان شناختن. || نگهبان کردن. محافظ و مراقب ساختن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «قهرمان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر