معنی قه

معنی قه

5 بازدید
[ قَ هـ هـ ] (ع اِ صوت) حکایت آواز خنده. (اقرب الموارد). || (اِ) هو فی زَهٍّ و فی قَهٍّ؛ یعنی خوشرو و خندان است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (مص) ترجیع دادن در خنده یا بسختی خندیدن مانند قهقهه یا درمیان خنده، گفتن «قه» و هرگاه این گفتن مکرر شود آن را قهقهه گویند. (از اقرب الموارد). سخت خندیدن یا آواز گردانیدن در خنده یا لفظ قه گفتن در خنده پس تکرار نمودن آواز قهقهه برآمدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان نیاسر بخش قمصر شهرستان کاشان، سکنهٔ آن ۲۵۰ تن. آب آن از چشمه و قنات. محصول آن غلات، میوه جات و شغل اهالی آنجا قالی بافی است. راه مالرو و یک مزرعه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «قه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید