معنی قنوة
4 بازدید
[ قِ نْ / قُ نْ وَ ] (ع اِمص) ورزش. (منتهی الارب) (آنندراج). کسبة. (اقرب الموارد). || (ص) غنمه قِنوة یا قُنوة؛ گوسپند دوشیدنی و ثابت بر آن. (منتهی الارب). خالصة له ثابتة علیه. (اقرب الموارد) (محیط المحیط). || (مص) فراهم کردن گوسپند و جز آن برای خوردن. || (اِ) خوشه. ج، اقناء، قِنوان، قِنیان. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قُ نُ وْ وَ ] (اِخ) شهری است به روم. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قنوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر