معنی قنمة
5 بازدید
[ قَ نَ مَ ] (ع اِ) بوی بد روغن و چربش و زیت و مانند آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج).[ قَ نِ مَ ] (ع ص) بوی گرفته از بوی بد روغن زیت و نحو آن. گویند: یده قنمة من الزیت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قنمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر