معنی قنم
8 بازدید
[ قَ نَ ] (ع مص) بوی گرفتن است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || تباه گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || تری رسیدن اسب و غیره را پس چرکین و گردآلود گردیدن از نشستن غبار بر آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قنم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نم» برای سرودن شعر