معنی قنقل
4 بازدید
[ قَ قَ ] (ع ص) پیمانهٔ بزرگ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || مرد گران وطی و گران پاسپر. (منتهی الارب) (آنندراج). الرجل الثقیل الوطاء. (اقرب الموارد).[ قَ قَ ] (اِخ) نام تاج کسری. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قنقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر