معنی قنسر
5 بازدید
[ قَ سَ ] (ع ص) پیر کلان سال یا دیرینه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.[ قِ نْ نَ ] (ع ص) پیر سالخورده یا دیرینه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به قَنسَر و قَنسَریّ شود.
کلمات همقافیه با «قنسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر