معنی قندیشتنی
5 بازدید
[ قَ شَ تَ ] (ص نسبی) نسبت است به قندیشتن است. (از لباب الانساب). رجوع به قندیشتن شود.[ قَ شَ تَ ] (اِخ) معتزبن عبداللََّه بن حمزهٔ دهقان مکنی به ابومنصور. از محدثان است. وی مردی صالح و خیرخواه بود و از ابوعبداللََّه محمدبن ابراهیم بوشنجی و جز وی حدیث شنید و به سال ۳۴۰ یا ۳۳۴ ق. در گذشت. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «قندیشتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر