معنی قندقلو
6 بازدید
[ قَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آواجیق بخش حومهٔ شهرستان ماکو، واقع در ۲۲هزارگزی شمال باختری ماکو و ۳ هزارگزی جنوب راه ارابه رو باش کند موقع جغرافیایی آن کوهستانی است. سکنهٔ آن ۵۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قندقلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر