معنی قناره
6 بازدید
[ قَ رَ / رِ ] (اِ) چنگک. گوشت آویز. (زمخشری). چوبی یا آهنی دراز که قصابان در دیوار مضبوط کنند مثل چوب سردر و میخ های بسیار در آن زنند و مذبوح را بعد تسلیخ به آن میخ ها آویزند و قطعه قطعه کرده فروشند. (آنندراج): یک مسلخ است عالمی از دست و خنجرش هر نیش خار لخت دلی را قناره است. رفیع واعظ (از آنندراج). رجوع به قُنار شود.
کلمات همقافیه با «قناره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر