معنی قمرود
8 بازدید
[ قُ ] (اِخ) (آب ...) آبی است که از کوه خانیسار [ خوانسار ] و لالستان به ولایت جربادقان [ گلپایگان ] برمیخیزد و بر جربادقان و قم میریزد و هرزه آبش به مفازه منتهی میشود. طولش سی فرسنگ باشد. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۲۲۰).[ قُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم، واقع در ۱۸هزارگزی شمال خاور قم. موقع آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۰۰ تن است. آب آن از قنات و فاضل آب رود قم و محصول آن غلات، پنبه، انار و شغل اهالی زراعت، مکاری گری و فعله گری در تهران و قم و کرباس و جوال بافی است، ماشین از قم میتوان برد. مزارع ظفرآباد و چندین مزرعهٔ کوچک که مخروبه شده اند جزء این ده است. قمرود در قدیم بیش از حال اهمیت داشته و راه عمومی تهران بوده است. در حدود دو سوم ساکنین آن صوفی هستند و شارب خود را نمیزنند و عادت بخصوصی دارند که از اظهار آن خودداری و در حفظ اسرار خود ساعی هستند. این ده در حدود ۳۰ باب دکاکین مختلفه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «قمرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر