معنی قمره
5 بازدید
[ قَ رَ ] (از ع، اِ) قمارخانه : دستخون است در این قمرهٔ خاکی که منم آه اگر ششدرهٔ دور قمر بگشائید.خاقانی. || قمار. (غیاث اللغات). || نام هریک از اطاقهای کشتی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «قمره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر