معنی قمراء
5 بازدید
[ قَ ] (ع ص) مؤنث اقمر. (اقرب الموارد). ماهتاب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شب روشن با ماه. (منتهی الارب). لیلة قمراء؛ شبی ماهناک. (مهذب الاسماء). شبی بامهتاب. || اتان قمراء؛ خر مادهٔ سپید مایل به تیرگی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) مرغی است. (منتهی الارب). طایر صغیر من الدخاخیل. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قمراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر