معنی قمامسة
5 بازدید
[ قَ مِ سَ ] (ع اِ) جِ قُمَّس بمعنی مرد شریف. (اقرب الموارد). || لشکرکشان روم. (منتهی الارب). سرهنگان روم. (شرح قاموس). بطارکة اقباط النصاری. (اقرب الموارد). رجوع به قمس شود.
کلمات همقافیه با «قمامسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر