معنی قمامة
7 بازدید
[ قُ مَ ] (ع اِ) گروه مردم. || خاکروبه. ج، قُمام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ قُ مَ ] (اِخ) بزرگترین کنیسهٔ نصاری است در بیت المقدس، که زیبایی و عظمت آن در وصف نگنجد. این کنیسه در وسط شهر است و بارویی آن را فرا گرفته و در آن مقبره ای است که آن را قیامت خوانند و مسیحیان معتقدند که قیامت حضرت مسیح در آن بپا شده است و صحیح آن است که نام آن قمامه است نه قیامة زیرا آن زباله دان مردم شهر و در خارج شهر بود و دست تبهکاران را در آن میبریدند و دزدان را در آن به دار می آویختند و چون مسیح را در این موضع بدار زدند آنجا را بزرگ شمردند و مقدس گردید و این در انجیل مذکور است. در این کنیسه تخته سنگی است که گمان برند شکافته شده و آدم از میان آن به پا خاسته است در گوشه ای از آن قندیلی است که پندارند نور در روز معینی از آسمان نازل میشود و آن را می افروزد... (از معجم البلدان).[ قُ مَ ] (اِخ) ابن ابی یزید کاتب عبداللََّه بن صالح بن علی و پسر او صالح بود. رسائل مشهوری دارد عبدالملک او را با تبر گردن زد. رجوع به الوزراء و الکتاب ص ۲۱۱، ۲۱۲، ۲۱۴ و الفهرست ابن الندیم و عقد الفرید ج ۲ ص ۲۷ شود.[ قُ مَ ] (اِخ) (ابو ...) جبلةبن محمد. از محدثان است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قمامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر