معنی قماشات
5 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) جِ قماش : و در میان آنها قماشات پیرزنی دیدند. (جهانگشای جوینی). مردم نبود صورت مردم حکمااند دیگر خس و خارند و قماشات و دغااند. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «قماشات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر