معنی قلیهپتی
5 بازدید
[ قَ لْ یَ / یِ پَ ] (اِ مرکب) جغور بغور. (یادداشت مؤلف). حسرت الملوک. (یادداشت مؤلف). قلیه پیتی، جگر و شش و دل گوسفند و گاو و مرغ که با پیاز سرخ کرده باشند. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «قلیهپتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر