معنی قلیه

معنی قلیه

5 بازدید
[ قَ لی یَ ] (ع اِ) گوشت بر تابه بریان کرده شده و به استعمال گوشتی که در روغن میان دیگ بریان کرده نانخورش سازند. (غیاث اللغات از کشف و منتخب بحر الجواهر). ج، قلایا. (مهذب الاسماء). خورشی است که در آن گوشت هست و اقسامی دارد مثل قلیهٔ اسفناج و قلیهٔ آلوچه. (فرهنگ نظام). قطعه هایی از گوشت که سرخ کنند با پیاز و برخی از سبزیجات، طعامی است از گوشت و پیاز و کدو یا اسفناج یا بادنجان. (یادداشت مؤلف). در تداول امروز فارسیان این کلمه با تخفیف یاء بکار میرود: قلیه کردم دوش و آوردم به پیش تا بخوردند آن دو، مأکول نهنگ.علی قرط. روی زی محراب کی کردی اگر نه در بهشت بر امید نان و دیگ قلیه و حلواستی. ناصرخسرو. از حلق چون گذشت شود یکسان با نان خشک قلیه هارونی.ناصرخسرو. هر روز قلیه فرمودمی از کوک تا خواب من تمام شد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). کی خالی از مروت و فارغ ز مردمی مُردم ببوی قلیهٔ همسایه در وثاق.سعدی. تا تو دربند قلیه و نانی کی رسی در بهشت رحمانی.اوحدی. یکی از دیگری پرسید که قلیه را بقاف کنند یا بغین گفت قلیه نه بقاف کنند نه بغین قلیه به گوشت کنند. (منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص ۱۴۰). وصف تتماج پر از قلیه چه شاید کردن که به هربرگ نبشته ست هزاران اسرار. بسحاق اطعمه. - قلیهٔ انتظار؛ کس را در قلیهٔ انتظار گذاشتن است. - قلیه پتی. رجوع به همین مدخل شود. - قلیه سغدی؛ طعامی که از گوشت و چرب روده و تخم مرغ پزند. (ناظم الاطباء).. - قلیه قورمه کردن کسی؛ کنایه از پاره پاره کردن او را. - قلیه کردن یخ و امثال آن؛ بقطعات خرد شکستن در آب یا بشرابی دیگر. ترکیب ها: - قلیهٔ اسفناج. قلیهٔ بادنجان. قلیهٔ کدو. قلیهٔ ترش. قلیهٔ برنج : عقل عاجز شده از قلقلهٔ قلیه برنج گشته در کُنه چنین لقمه بسر چون پرگار. بسحاق اطعمه.

کلمات هم‌قافیه با «قلیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید