معنی قلوسی

معنی قلوسی

6 بازدید
[ قَ سی ی ] (ص نسبی) سمعانی گوید: گمان میکنم نسبت است به قلوس جمع قلس و آن طناب کشتی است. (از انساب سمعانی).
[ قَ سی ی ] (اِخ) یعقوب بن اسحاق بن زیاد بصری، مکنی به ابویوسف از راویان و از مردم بصره است. وی از ابوعاصم ضحاک بن مخلد نبیل و محمدبن عبداللََّه انصاری و جز ایشان روایت شنید و از او ابوبکربن ابوالدنیا و حسن بن علیل و ابوبکربن ابوداود روایت دارند. وی محدثی حافظ و ثقه بود و منصب قضاء نصیبین را عهده دار شد و در همانجا در جمادی الاولی سال ۲۷۱ هـ . ق. وفات کرد. (از انساب سمعانی) (لباب الانساب).
[ قَ سی ی ] (اِخ) یعقوب بن مسددبن یعقوب نوهٔ یعقوب بن اسحاق، مکنی به ابویوسف. از راویان است. وی از کتاب جد خود و از ابویعلی موصلی روایت کند و از او ابوحفص بن شاهین روایت دارد. (از انساب سمعانی) (لباب الانساب).

کلمات هم‌قافیه با «قلوسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید