معنی قلقلک
16 بازدید
[ قُ قُ لَ ] (اِ) کوزهٔ خرد سفالین. (یادداشت مؤلف). کوزهٔ سفالین کوچک برای آب.[ قِ قِ لَ ] (اِ) غلغلک. رجوع به غلغلک شود.
کلمات همقافیه با «قلقلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر