معنی قلقله
5 بازدید
[ قُ قُ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان تورجان بخش بوکان شهرستان مهاباد، واقع در ۳۰هزارگزی جنوب باختری بوکان و ۲۲۵۰۰گزی باختری شوسهٔ بوکان به سقز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۳۷۵ تن است. آب آن از سیمین رود و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ قُ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۲۴هزارگزی شمال باختر سنندج و ۱۲هزارگزی شمال شوسهٔ سنندج به مریوان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۲۲۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قُ قُ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میرده بخش مرکزی شهرستان سقز، واقع در ۵۳هزارگزی جنوب باختری سقز و ۸ هزارگزی جنوب پیرعمران، موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۱۰ تن، آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قُ قُ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۴۸هزارگزی شمال خاوری سنندج و ۶ هزارگزی جنوب سی وسه مَرده. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۳۰ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قُ قُ لَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش مریوان شهرستان سنندج، واقع در۲۶هزارگزی شمال باختری دژ شاهپور. سکنهٔ آن ۴۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قلقله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر