معنی قلاد
8 بازدید
[ قِ ] (ع اِ) تار رویین که بر حلقهٔ گوشواره و حلقهٔ بینی شتر پیچند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ قَ لْ لا ] (ع ص، اِ) آب بخش. (مهذب الاسماء) (ملخص اللغات حسن خطیب). میراب. آبیار. اویار.
کلمات همقافیه با «قلاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر