معنی قلات

معنی قلات

3 بازدید
[ قِ ] (ع اِ) جِ قَلْت. (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به قلت شود. || جِ قُلَة. (ناظم الاطباء). رجوع به قلة شود.
[ قُ ] (ع اِ) جِ قُلَة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قلة شود.
[ قَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان قاقازان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین واقع در ۲۹ هزارگزی شمال ضیاءآباد. این ده در کوهستان قرار گرفته و سردسیری است. سکنهٔ آن ۷۹۸ تن می باشد. آب آن از چشمه و رودخانهٔ خرمال آباد و محصول آن غلات و دیمی و یونجه و سیب زمینی و انواع میوه جات و جنگل تبریزی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی و گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان و بخش قیروکارزین شهرستان فیروزآباد واقع در ۱۴ هزارگزی جنوب خاوری قیر، کنار رودخانهٔ قره آغاج. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۳۱۶ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، برنج، خرما و صیفی و شغل اهالی زراعت و باغداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان هکان بخش کوهک شهرستان جهرم واقع در ۲۸ هزارگزی باختر جهرم، کنار راه فرعی هکان به جهرم. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۴۱۰ تن است. آب آن از چشمه و باران، محصول آن غلات، برنج، تنباکو، خرما و شغل اهالی زراعت، باغداری و صنایع دستی زنان زنبیل بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ ] (اِخ) ده بزرگی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در ۳۳ هزارگزی شمال باختر شیراز و ۴ هزارگزی شوسهٔ شیراز به اردکان. موقع جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنهٔ آن ۲۸۰۷ تن می باشد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و صیفی، میوه جات و شغل اهالی زراعت، باغداری و کسب است. این ده ۲ باب دبستان و معدن سنگ گچ دارد. راه آن فرعی است، و تفرجگاه تابستانی اهالی شیراز است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ قَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیدشهر بخش جویم شهرستان لار واقع در ۵۱ هزارگزی جنوب جویم، جنوب کوه هیرم. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن گرمسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۴۷۶ تن است. آب آن از چاه و محصول آن غلات، خرما و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان گلیم بافی و چادربافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «قلات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید