معنی قلابک
10 بازدید
[ قَ لْ لا بَ ] (ص مصغر) مصغر قلاب. آنکس که زر و سیم مغشوش و ناسره به نام پادشاه طراز کند و رواج دهد: دشمن روزند این قلابکان عاشق روزند این زرهای کان. مولوی (مثنوی چ اسلامیه دفتر ۲ ص ۱۱۲).
کلمات همقافیه با «قلابک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر