معنی قلابه
5 بازدید
[ قَ لْ لا بَ / بِ ] (اِ) خار آهنی خمدار که بدان شکار ماهی کنند. مأخوذ از قلب به معنی برگردانیدن. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به قلاب شود. || زنجیر. || حلقهٔ زنجیر. (ناظم الاطباء). || گلی از زر یا سیم یا فلزی دیگر مرصع به جواهر یا ساده که دو سوی روبند زنان را از پشت به هم می پیوست. (یادداشت مؤلف). || قبضه و دسته. || قلاب نر و ماده (ناظم الاطباء)، و آن نوعی است از تکمه. || سرخواره. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قلابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر