معنی واژه قفل وسواس
5 بازدید
[ قُ لِ وَسْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تنکهٔ آهن که حلقه های آهن بر آن نصب کنند و دو میل آهنی که هر دو به هم وصل دارند از آن حلقه ها درگذرانند و بستن و گشادن آن خالی از اشکالی نیست، و آن را در عرف هند گورکهردهندها خوانند و لهذا اکثر جوگیان دارند. (فرهنگ نظام): قفل وسواس است در کف رشتهٔ اعمال ما میخورد صد جا گره تا یک گره وامیشود. واله (از فرهنگ نظام). قفل وسواس فلاطون است زنجیر جنون تا نسوزانی دماغ عقل را نتوان گشاد. میرزا جلال اسیر (از فرهنگ نظام از بهار عجم).