معنی واژه قفعاء
5 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) گیاهی است سست و نرم. چوب یا درختی است که در آن حلقه هایی مانند انگشتری برآید بی پیوند و چون خشک گردد بیفتند. (منتهی الارب). درختی است. (مهذب الاسماء). || (ص) گوش درهم کشیده از بالا تا پایین سخت درهم شده، گویا نیمه به آتش سوخته گردیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): اذن قفعاء؛ گوشی باهم جسته. (مهذب الاسماء). || پای که انگشتانش به سوی کف برگردیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || میش کوتاه دنب. (از اقرب الموارد).