معنی واژه قفطان
7 بازدید
[ قَ / قُ ] (ع اِ) خفتان. دزی در ذیل قوامیس عرب آرد: استعمال این کلمه از قرن ۱۶ م. بالاتر نیست لیکن در سفرنامهٔ ابن بطوطه چنین آمده است: و کنت اراه [ ابوعبداللََّه مدعو بخلیل ] لابساً جبة بیضاء قصیرة من ثیاب القطن المدعوة بالقفطان. (رحلهٔ ابن بطوطه چ مطبعهٔ ازهریه صص ۹۲-۹۳).[ ] (اِخ) ابراهیم بن حسن بن علی سعدی ریاحی نجفی. از دانشمندان و شاگردان صاحب جواهر است. او راست: ۱- اقل الواجبات فی حج التمتع. ۲- المتعة. وفات وی به سال ۱۲۷۹ هـ . ق. اتفاق افتاد. (از الذریعه ج ۲ ص ۲۷۵) (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۱۱).[ ] (اِخ) احمدبن حسن، برادر ابراهیم بن حسن. از ادیبان و شاعران بود. وی به سال ۱۲۹۳ هـ . ق. وفات یافت. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۱۵).