معنی واژه قفصی
8 بازدید
[ قَ ] (ص نسبی) نسبت است به قفصة. (انساب سمعانی). رجوع به قفصة شود.[ قَ صا ] (ع ص، اِ) جِ قَفِص. (اقرب الموارد). رجوع به قَفِص شود.[ قُ ] (اِخ) احمدبن حسن بن احمد سلیمان، منسوب به قفص نزدیک بغداد، مکنی به ابوسعد. شیخی صالح بود و به بغداد سکونت گزید. و از حسن بن طلحة نعالی و جز او حدیث شنید. حسن بن طلحه او را در شمار شیوخ خویش آورده است و گوید مولد او به قفص نزدیک بغداد به سال ۴۶۶ هـ . ق. بوده است. (معجم البلدان). و رجوع به قُفْص شود.