معنی قعیر
6 بازدید
[ قَ ] (ع ص) دورتک. (منتهی الارب). دورفرود. گود. بعیدالقعر. (اقرب الموارد): زبهر مجلست ای شاه ابر و باد آمد یکی ز کوه بلند و یکی ز بحر قعیر. مسعودسعد. دم از ندم چو برآرم ز قعر سینه به لب مران به سوی لب دوزخ قعیر مرا.سوزنی.[ ] (معرب، اِ) فلفل است. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «قعیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر