معنی قعیدة
4 بازدید
[ قَ دَ ] (ع ص، اِ) زنی که همنشین شوهر خود باشد. (غیاث اللغات از شرح نصاب) (آنندراج). زن، از آنجا که در خانه نشیند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). گویند: لکن قعیدة بیتنا مجفوة. (اقرب الموارد). ج، قعائد. (مهذب الاسماء). - قعیدة الرجل؛ زن مرد. (منتهی الارب). || (اِ) چیزی است که زنان بافند و بر آن نشینند. || جوال و مانند آن که در میان آن قرمه و کعک باشد. || قعیده از رمل، رملی که مستطیل نباشد، یا کوهی که بر زمین چسبیده باشد، الجبل اللاطی ء بالارض. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قعیدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر