معنی قعقاء
4 بازدید
[ قَ ] (ع ص) آنکه از بندهای پایش آواز برآید وقت رفتن. خرمای خشک. || تن لرزه. || راه دشوار. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قعقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر