معنی قعس

معنی قعس

8 بازدید
[ قَ عِ ] (ع ص) برآمده سینه و درآمده پشت. (منتهی الارب). آنکه پشت وی درشده بود و سینه بیرون آمده. (مهذب الاسماء).
[ قُ ] (ع ص، اِ) جِ قعساء. رجوع به قعساء شود || جِ اقعس. || سنون قعس؛ دندانهای ثابت به سبب درازی. (اقرب الموارد).
[ قَ ] (ع مص) رفتن چون قعسان. گویند: قعس قعساً؛ مشی مشیة القعسان او تکلف مشیة القعسان. || عطف کردن و خمانیدن: قعس الشی ء؛ عطفه. (اقرب الموارد).
[ قَ ] (ع اِ) خاک بدبو. || (ص) کسی که سینهٔ بیرون آمده و پشت تورفته دارد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
[ قَ عَ ] (ع مص) سینه بیرون آمدن. (منتهی الارب). خروج صدر. (اقرب الموارد). || درآمدن پشت. (منتهی الارب). دخول ظَهر. (اقرب الموارد). کلمه از اضداد است. (منتهی الارب). || (اِمص) فی القوس نتؤ باطنها فی وسطها و دخول ظاهرها. (اقرب الموارد). || از عیوب خلقی اسب. رجوع به صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «قعس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید