معنی قعال
4 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) شکوفهٔ انگور و مانند آن. (منتهی الارب) (تحفهٔ حکیم مؤمن). نَورالعنب و شبهه، او ما تناثر منه. الواحدة قُعالة. (اقرب الموارد). || آنچه بریزد از شکوفهٔ رَز. (مهذب الاسماء). || پشم ریزان شتر. (اقرب الموارد). پشم ریزان از شتر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قعال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر