معنی قعاقع
4 بازدید
[ قَ قِ ] (ع اِ) جِ قعقعة. (اقرب الموارد). رجوع به قعقعة شود. || بانگ تندر پیاپی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قَ قِ ] (اِخ) مواضعی هستند از بلاد قیس. (منتهی الارب). نام چند موضع است از شریف در بلاد قیس. و ابوزیاد کلابی گوید نام شهرهائی است از شهرهای عجلان، و بعیث در اشعار خود از آن یاد کند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قعاقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر