معنی قعاس
5 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) بیماریی است که گوسفندان را از بسیارخواری پیدا گردد و بکشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آن درد که گوسفند را درحال بکشد. (مهذب الاسماء). و در تهذیب و تکمله آمده است که قعاس پیچیدگیی است که بر اثر باد در گردن پیدا آید و اختصاصی به گوسفند ندارد. (اقرب الموارد).[ قِ ] (اِخ) کوهی است از ذوالرقیبه. (از منتهی الارب) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قعاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر