معنی قعارة
6 بازدید
[ قَ رَ ] (ع مص) دورتک گردیدن. (منتهی الارب): قَعُرَ الماء قعارة؛ کان قعیراً. (اقرب الموارد). ژرف شدن.
کلمات همقافیه با «قعارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر