معنی قط کردن
6 بازدید
[ قَ کَ دَ ] (مص مرکب) مرکب است از قط عربی به معنی بریدن یا بر پهنا بریدن، و کردن فارسی. (آنندراج): جای ناخن تیغ سر میزد ز انگشتان ما چون قلم در وصف مژگان تو میکردیم قط. ابوالبرکات منیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قط کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر