معنی قطا
6 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) مرغی است که به فارسی آن را سنگخوار گویند، و گویند که آواز کردن قطا، در بیابان مسافران را دلیل باشد بر اینکه در اینجا آب است. (آنندراج). || جِ قَطاة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به قطاة شود. در مثل گویند: لیس قطاً مثل قُطَیٍّ؛ یعنی نیستند بزرگان مانند خردان. و نیز گویند: هو اهدی من القطا، و نیز گویند: هو اصدق من القطا. ذهبوا فی الارض بقطا؛ یعنی پراکنده شدند. (اقرب الموارد). || بیماریی است گوسفندان را. (منتهی الارب) (آنندراج).[ قَ ] (اِخ) (ذوالـ ...) موضعی است. (معجم البلدان). رجوع به ذوالقطا شود.
کلمات همقافیه با «قطا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طا» برای سرودن شعر